تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
66
قاعده ضمان يد (فارسى)
نكته اوّل اين است كه مشهور علما از حديث « على اليد » حكم ضمان را هم در صورت بقاى عين مال و هم در صورت تلف آن استفاده مىكنند ؛ ليكن برخى از فقها حكم ضمان در صورت بقاى عين را نتوانستهاند تصوير كنند و گفتهاند : در فرضى كه عين مال وجود دارد ، فقط يك چيز معنا دارد و آن « ردّ المال إلى المالك » است ؛ يعنى اين افراد قائلاند كه ضمان فقط در صورت تلف عين مال وجود دارد . از اين رو ، به آنها اشكال مىشود كه در كجاى حديث « على اليد » مسأله تلف مال مطرح شده است ؟ روايت مىگويد « على اليد ما أخذت حتّى تؤدّيه » و ظهور روشنى دارد در اين كه همان چيزى كه گرفته شده است ، بايد به مالك بازگردانده شود . به عبارت ديگر ، برخى از بزرگان همانند مرحوم علّامه حلّى قدس سره معتقدند حديث « على اليد » دلالتى بر صورت تلف مال ندارد و حكم مسأله در اين صورت را بايد از ادلّه و روايات ديگر باب غضب به دست آورد . بنابراين ، در مقابل نظريّه مشهور فقها ، دو نظريّه وجود دارد : 1 ) عدّهاى مىگويند : حديث « على اليد » بر ضمان مال در صورت بقاى آن دلالت ندارد و فقط متكفّل حكم صورت تلف است . 2 ) دسته دوّم نيز مىگويند : روايت بر ضمان مال در فرض تلف دلالت ندارد و حكم ضمان در صورت تلف را بايد از ادلّه ديگر باب غصب استفاده كرد ؛ زيرا ، كلمهى « تؤدّيه » در روايت قرينه مىشود كه مقصود اين است كه بايد خود عين بازگردانده شود و در فرض تلف نيز عينى وجود ندارد . امّا مشهور قائلاند كه حديث « على اليد » هم بر ضمان در صورت بقا و هم بر ضمان در صورت تلف مال دلالت دارد و در مباحث آينده كه تفسير ضمان را بيان مىكنيم ، معناى ضمان در صورت بقاى عين مال نيز روشن خواهد شد . نكته دوّم : برخى گفتهاند كه حديث « على اليد » بر ضمان بالقوّه - ضمان تقديرى - دلالت دارد ؛ به عبارت ديگر ، شارع مقدّس درصدد اين است كه بيان